کد خبر 122822
۲۲ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

خلبانی که خواب از چشمان دشمن بعثی ربوده بود

خلبانی که خواب از چشمان دشمن بعثی  ربوده بود

هشت سال دفاع‌مقدس عرصه بروز و ظهور استعدادهای رزمندگانی بود که با هوشمندی و تعقل، توانستند خواب را از چشم دشمن متجاوز بربایند.

به گزارش خبرگزاری حیات ، نمونه این افراد، «سرهنگ خلبان علی‌اشرف‌ بهرامی‌پناه» است.خلبانی که در دوران دفاع مقدس خواب را از چشمان فرماندهان و نیروهای رژیم بعث عراق ربوده بود و به همین دلیل فرمانده وقت نیروی هوایی آن رژیم، با نام «گرگ آسمان» از او یاد می کرد و همواره از پروازهای وی وحشت داشت.  خلبانی که تنها شاگرد ممتاز استاد سختگیر آمریکایی یعنی «جیمز سلیکون» «James Silicon» بود که آن استاد او را تحسین کرد و وقتی همه دوره‌های حرفه‌ای خلبانی را در آمریکا با نمره شگفت‌انگیز Perfect 100 طی کرد، نیروی هوایی آمریکا درخواست ماندن او در آمریکا را به نیروی هوایی ایران ارائه داد.اما او به عشق خدمت به وطن و سربلندی این سرزمین و مردمانش، چشم خود را بر اقامت در آمریکا و دریافت امتیازات بسیاری بست و به ایران بازگشت. این خلبان همچنین از جمله خلبانان دارنده بیشترین میزان ساعت پرواز عملیات جنگی در دوران هشت سال دفاع‌مقدس است.  سرهنگ خلبان بهرامی‌پناه بعد از 31 سال خدمت صادقانه به کشورمان، به درجه بازنشستگی مفتخر شد ولی متأسفانه اکنون با یک بیماری سخت مبارزه می‌کند.او همچنین یکی از هزاران دلاور گمنام این مرزوبوم است که در شهر اصفهان در گوشه‌ای از خانه‌اش با دستگاه‌های تنفسی و حرکتی به سختی نفس می‌کشد و روزگار می‌گذراند.  بهرامی‌پناه در سال 1333 در کرمانشاه متولد شد. پدرش فردی نظامی بود و از همان دوران کودکی با شرایط زندگی نظامی‌گری آشنا شد و شغل خود را با آگاهی کامل انتخاب کرد.خودش می‌گوید که حتی پدرم با نظامی شدن من مخالف بود ولی من گفتم که می‌خواهم یک نظامی، آن هم یک خلبان شوم و در آسمان کشورم به پرواز درآیم.  زبان انگلیسی را آن هم در سطح پیشرفته و مسلط به این زبان همزمان با دوران تحصیلات متوسطه فراگرفت و با مدرک دیپلم وارد دانشکده افسری نیروی زمینی در تهران شد.به گفته خودش، در آن زمان که افراد معدودی به دنبال آموزش زبان انگلیسی بودند، پدرش او را به موسسه (آکادمی) زبان فرستاد و به او گفت که اگر می‌خواهی با سواد باشی، باید انگلیسی بدانی.  انتقال از رسته توپخانه به  دانشکده خلبانی  وقتی وارد دانشکده افسری شد پس از سه سال تحصیل در رسته توپخانه و رسیدن به درجه ستوان دومی، نیروی هوایی طی نامه‌ای تعدادی از افراد را برای گذراندن دوره خلبانی درخواست کرد که او با توجه به علاقه شدیدش به خلبانی، داوطلب خلبانی شد.او در این باره می‌گوید: در آن زمان دانشکده خلبانی دانشجویانش را یک سال در ایران آموزش می‌داد و سپس دو سال هم به آمریکا اعزام می‌کرد تا دوره پرواز را طی کنند.من به همراه حدود 80 نفر دیگر از دانشجویان رسته توپخانه به دانشکده خلبانی رفتیم که پس از معاینات بدنی اولیه، پنج نفرمان برای خلبانی پذیرفته شدیم و بقیه به رسته‌های دیگر اختصاص یافتند.هر کس برای پرواز می‌رفت، باید آشنایی کامل به زبان انگلیسی داشت و دوره مقدماتی پرواز را با موفقیت طی می کرد. من پس از گذراندن دوره مقدماتی، آن هم با نمرده عالی، امتحان نهایی را که به نام «ECL» تست یا «Btest» معروف بود و فرد در صورت قبول نشدن در آن، به آمریکا اعزام نمی‌شد، با موفقیت طی کردم.  اعزام به آمریکا  سال 1355 به آمریکا اعزام شدم. در آن‌جا پس از طی مختصر دوره آموزش و موفقیت در امتحان اول زبان که نمره 93 گرفتم، باید با هواپیمای ملخ‌دار به نام «تی-41» پرواز می‌کردم که مدت آن 26 سورتی پرواز بود. من فقط 17 سورتی پرواز را تمام کرده بودم که معلم آموزش گفت بیشتر از این نیاز نیست، پرواز شما مورد تأیید است.بنابراین منتظر شدم که پنج نفر دیگر از هم‌دوره‌ای‌های ایرانیم (آزاده خلبان خسرو ادیبی که در دوران دفاع مقدس خلبان اف-4 بود و در عملیات برون‌مرزی هواپیمایش مورد هدف قرار گرفت و اسیر شد و پس از پنج سال به وطن بازگشت، خلبان خرم‌دل که یکی از خلبان‌های باسواد بود و اکنون به عنوان خلبان آموزشی پرواز می‌کند، شهید وثوق محمدی، شهید ابراهیم شریفی و احمد میقانی) پروازهای خود را انجام دادند و سپس با همدیگر به یک پایگاه هوایی در ایالت می‌سی‌سی‌پی رفتیم.  ما نخستین گروه از خلبانان ایرانی بودیم که برای آموزش آیفا می‌رفتیم و با خلبانان کشورهای دیگر در یک کلاس بودیم.در آنجا بعد از آن که کلاس‌های زمینی تمام شد، برای پرواز با هواپیمای تی-37 که یک هواپیمای جت دو موتوره مادون صوت بود، شروع به پرواز کردیم.95 ساعت باید پرواز می‌کردیم که آنجا هم پس از 83 ساعت پرواز،مربی آموزش به من گفت شما دیگر نیازی به پرواز با این هواپیما را ندارید و باید بروید برای پرواز با هواپیمای جت مافوق صوت تی-38 آماده شوید. من دو هفته زودتر از بقیه آن دوره را تمام کردم و منتظر ماندم تا این که پرواز ما با هواپیمای تی-38 شروع شد.  دوره پروازی در آمریکا حداقل دو سال بود، ولی من و شهید محمدی 17 ماه در آنجا بودیم و سرانجام موفق شدیم دوره آموزشی تی-38 را هم با موفقیت تمام کنیم. یادم هست که در پرواز آخر که «Final Checr» نام داشت، من با سختگیرترین استاد آنجا پرواز داشتم.او ابتدا از کتاب Dash-1از من سئوال کرد، در صورتی که طبق برنامه،ابتدا می‌بایست همراه او پرواز می‌کردم و بعد از کتاب سئوال می‌کرد. او روال کار را عوض کرد و من می‌بایست حتی یک کلمه از کتاب را جا نمی‌گذاشتم که به لطف خدا همه سئوال‌ها را پاسخ دادم و پس از آن پرواز کردم. هنگام پرواز با درخواست خودش یک حرکت نمایشی هم انجام دادم و پس از آن به گردان پرواز برگشتیم.سپس او شروع کرد به ارائه نمره به وضع پروازی من که شامل چندین بخش می‌شد.چون همه نمرات من عالی شده بود، خودش هم از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجید و مرا در آغوش گرفت و تحسین کرد.  بهرامی‌پناه همچنین یکی از دارندگان با ارزش‌ترین عنوان خلبانی و رزم خلبانی یعنی «Top gun» در تاریخ نیروی هوایی ایران است.  درخواست آمریکا از خلبان ایرانی  با پایان دوره پرواز در آمریکا یک هفته بعد قصد بازگشت به ایران را داشتم که متوجه شدم از آمریکا به نیروی هوایی ایران نامه زده‌اند تا مرا در آنجا نگه دارند. اما وقتی این موضوع را به خود من اعلام کردند، من قبول نکردم و بعد از 17 ماه نشان خلبانی خود را گرفتم و به عشق وطن و خدمت برای آبادانی آن به ایران برگشتم.  بازگشت به ایران  بهرامی‌پناه در فروردین 1357 به ایران بازگشت و توسط ستاد نیروی هوایی برای پرواز با هواپیمای اف-4 فانتوم انتخاب و سپس به پایگاه بوشهر منتقل شد و در مدت شش ماهی که در آنجا بود ، به خاطر تحرکات در حال انجام در منطقه، فقط چند سورتی پرواز انجام داد. یکی از تلخ‌ترین خاطرات خدمتی وی مربوط به همان دوران است. او در این باره می گوید: فرماندهی به نام شهید فاتح داشتیم که یک پرواز آزمایشی به همراه معاون گردان، صبح زود انجام داد و به دلایل نامعلومی دچار سانحه شد.من به همراه دوستان به محل سانحه رفتیم و بدن‌های تکه‌تکه آنان را جمع کردیم که این واقعه من را واقعا منقلب کرد و من اعلام کردم که دیگر با هواپیمای اف-4 پرواز نمی‌کنم و می‌خواهم با اف-5 که تک کابین است پرواز کنم؛ من نمی‌خواهم اگر دچار سانحه شدم، جان یک نفر دیگر را هم به خطر بیندازم. اما آن‌ها قبول نکردند و گفتند که درجه شما را می‌گیریم و من هم دوباره گفتم فقط در صورتی می‌مانم که با اف-5 پرواز کنم. بعد از شش ماه سرانجام آن‌ها قبول کردند و من را به طور تنبیهی به دزفول منتقل کردند و گفتند چون پرواز نمی‌کنی، در محل افسر پست فرماندهی خدمت کن.  اما دوباره پس از شش ماه به من اجازه دادند که به اصفهان بروم و دوره آموزش اف-5 را سپری کنم.آن دوره را هم با موفقیت طی کردم و در سال 1360، در حالی که چند ماهی از تجاوز وحشیانه رژیم بعثی عراق به خاک کشورمان می‌گذشت، به دزفول برگشتم و تا سال 1366 در دزفول خدمت کردم. من جزو نخستین گروهی بودم که پرواز آموزشی عملیاتی خود را هنگام جنگ انجام داد.  توصیف فرمانده نیروی هوایی عراق از بهرامی‌پناه  بهرامی‌پناه با حضور در پایگاه هوایی دزفول، همراه با سایر تیزپروازان نیروی هوایی ارتش، در مقابل جنگنده‌های عراق و در حمله به نیروهای پیاده و تأسیسات عراق، حماسه‌ها آفرید و تنها خلبان ایرانی است که فرمانده نیروی هوایی عراق با نام «گرگ آسمان» از او یاد کرده است.  این خلبان تاکید می کند: نخستین پرواز برون‌مرزی من یک پرواز دو فروندی، به همراه جناب سروان «شیرافکن همتی» (امیر بازنشسته فعلی) بود.معمولا در پروازهای جنگی دو هدف در نظر گرفته می‌شود که در آن مأموریت، چون هدف اول ما مشخص نبود، به سمت هدف دوم رفتیم که چند تانکر سوخت بود و آن‌ها را منهدم کردیم. اما هنگام بازگشت متوجه شدیم که یکی از بمب‌ها شلیک نشده و یک هواپیمای عراقی هم بالای سرمان قرار گرفته است و به سمت ما تیراندازی می‌کند. در یک لحظه من سرعت هواپیما را به حداقل رساندم و هواپیمای عراقی از ما جلو افتاد و وقتی می‌خواست دور بزند، ‌به زمین خورد و منفجر شد. من هم چون با وجود بمب در زیر هواپیما نمی‌توانستم در پایگاه بنشینم،‌ بمب‌ها را در رودخانه رها کردم و این نخستین خاطره برون‌مرزی من بود.  اعزام به چین  بهرامی‌پناه در شهریور 1366 به پایگاه اصفهان منتقل شد و در دانشگاه خلبانی به مدت سه سال استاد پرواز بود.در سال 1369 که قرار شده بود دو نفر را به کشور چین برای طی دوره آموزشی هواپیمای اف-7 که چند فروند از این نوع هواپیما به تازگی توسط کشورمان خریداری شده بوده، اعزام کنند، او همراه خلبان حسینی به چین اعزام شد و به مدت پنج ماه در چین آموزش‌های لازم را طی کرد و به ایران برگشت. او در این باره می‌گوید: «در بازگشت از چین به پایگاه امیدیه اختصاص یافتم و چهار سال هم در آنجا کتاب‌های آموزشی هواپیمای اف-7 را که به زبان چینی بود، معادل‌سازی و سپس با کمک سایر خلبانان، مرکز آموزش هواپیمای اف-7 را در اصفهان راه‌اندازی کردیم که در آنجا، در یکی از پرواز‌های آزمایشی، بعد از 25 دقیقه، به دلیل فنی، تلق روی کابین هواپیمای من باز و با توجه به اختلاف فشار هوا، پرده گوشم پاره شد.من به سختی هواپیما را کنترل کردم و با لطف خدا هواپیما را بر زمین نشاندم.  این خلبان اکنون در بستر بیماری است و با همه توان به مقابله با یک بیماری سخت می پردازد، عیادت و دلجویی از این خلبان شجاع و فداکار کمترین کاری است که می توان در حق وی انجام داد، خلبانی که طی دوران دفاع مقدس بارها دشمن را متحمل شکست کرد تا مردم کشورش تا ابد سربلند باشند. 

برچسب‌ها